نکاح معاطاتی آن است که با قصد انشاء زوجیت شرعی، به واسطه فعلی که عرفاً دلالت بر نکاح کند، انشاء عقد شود؛ درحالی‌که زنا، مقاربت بدون قصد انشاء زوجیت شرعی است. مشهور فقیهان با اینکه برای لفظ طریقیت قائل هستند، نکاح معاطاتی را به دلیل اجماع باطل دانسته و گاهی آن را مساوی با زنا دانسته‌اند. به نظر می‌رسد که عمده دلیل ایشان به موجود نبودن مصداق فعلی عرفی صریح در قصد انشاء نکاح برمی‌گردد و دو دلیل اجماع و احتیاط که بیشتر فقیهان با تمسک به آن‌ها لفظ را در عقد نکاح لازم می‌شمارند، صرفاً به سبب صراحت لفظ در اعلام اراده است. دستاورد این پژوهش توصیفی-تحلیلی این است که نکاح معاطاتی مشروع است و ادله صحت نکاح نیز شامل آن می‌شود. البته، مصادیق قابل پذیرش برای عرف باید جستجو شود.
مهدی سلیمی عباسعلی سلطانی
سفاح لفظ عرف زنا نکاح معاطاتی

ارزش الفاظ در تحقق نکاح تا چه اندازه است و آیا فعل، می تواند جانشین صیغه و لفظ در عقد نکاح باشد؟ آیا به کار نبردن لفظ در عقد نکاح، مساوی با زناست؟ در زمینه پاسخگویی به این سؤالات، پژوهشهایی انجام شده است (رک. هدایت نیا، 1387، صص196-234؛ سیدی بنابی، 1390، صص87-113و حسینی ادیانی، 1382، صص103-129) لیکن ادله خاص صحت و فساد نکاح معاطاتی از منظر فقیهان و در نگاه عرف و نیز رابطه نکاح معاطاتی با زنا که در حقوق جزا کاربرد دارد، به دقت بررسی نشده است. از طرفی تاکنون سیر و تطور دیدگاه فقیهان در خصوص ابزارهای انعقاد عقود و قراردادها (لفظ، اشاره، فعل، سکوت، کتابت) و توجه آنان به عرف بررسی شده است( رک. فخلعی، 1388). همچنین رواج قراردادهای معاطاتی و اهمیت آن نیز در زمان حاضر و مشروعیت آن مورد توجه فقها و حقوقدانان است (رک. مکارم شیرازی، 1425ق.- ب، ج1، ص19؛ جعفری لنگرودی، 1362؛ قنواتی، 1379وکاتوزیان، 1372) اما به مباحث مذکور در خصوص نکاح معاطاتی کمتر پرداخته شده است. این نوشتار پس از شناخت دقیق مفاهیم مربوط به بحث، تفاوت نکاح معاطاتی را با زنا روشن میکند که در ضمن آن، دلایل صحت و فساد نکاح معاطاتی نیز تحلیل میگردد. همچنین معلوم خواهد شد که ادله بطلان و از آن جمله اجماع بر لزوم لفظ برای نکاح، به نحو تعبدی نیست بلکه ادله ذکرشده حداکثر به این جهت است که در عرف حاضر، مصداق فعلی واضح در قصد انشاء نکاح پیدا نشده است. به عبارت دیگر، فقیهان در جستجوی راهی برای اعلام صریح قصد باطنی هستند و به همین دلیل به لفظ روی آورده اند، نه اینکه لفظ در عقد نکاح موضوعیت داشته باشد.