یکی از ویژگی‌های تعهد طبیعی، اعم از آن که مسبوق به یک تعهد مدنی ناقص باشد یا مستقیماً برخاسته از ندای وجدان مدیون، فقدان ضمانت اجرای حقوقی است. اجرای این تعهد تماماً بستگی به اراده مختار و آگاه مدیون دارد و تنها در این صورت است که ایفاء آن، تأدیه دین محسوب شده و غیرقابل استرداد می‌گردد. پرداخت دین‌طبیعی اگر فاقد قصد اضرار به طلبکاران حقوقی باشد معتبر است و آنچه تأدیه شده غیرقابل استرداد و مطالبه از سوی طلبکاران دیگر است. البته رویه قضائی فرانسه در این مورد دارای تناقض است. در حقوق ایران با توجه به آزادی مدیون در انجام معامله، تأدیه دین‌طبیعی معتبر است به شرطی که فاقد سوءنیت و قصد اضرار به طلبکاران حقوقی باشد . ماهیت حقوقی ایفاءتعهد طبیعی را نیز می­بایست با توجه به عدم نیاز به توافق با متعهدله، ایقاع محسوب نمود.
ناهید جوانمرادی
تعهد طبیعی تأدیه دین طبیعی ایفاء ناروا ایقاع طلبکاران مدنی

تعهدات طبیعی، صرفنظر از اینکه رسوبی از یک تعهد «عقیم»باشند یا یک تعهد «تغییر ماهیت داده» و یا یک تکلیف اخلاقی که به ارادۀ مدیون پس از اجرا، پای به جهان حقوق نهادهاند، فاقد ضمانت اجرا هستند، با این وجود در حقوق غالب کشورها صراحتاً یا به طور ضمنی پذیرفته شدهاند، نظیر مادۀ 1235 قانون مدنی فرانسه که مقرر می‌دارد:«هر پرداختی مستلزم وجود دینی است و آنچه بدون وجود دین پرداخته شود قابل استرداد است. لیکن دعوای استرداد نسبت به تعهدات طبیعی که با میل و اراده مدیون ادا شده پذیرفته نمی‌گردد» یا بند 2 مادۀ 63 قانون مدنی جدید سوئیس:« چیزی که برای تأدیه یک دین مشمول مرور زمان یا برای ایفاء یک تعهد اخلاقی پرداخته می‌شود قابل استرداد نمی‌باشد» و مادۀ 266 قانون مدنی ایران که بدون نام بردن از تعهد طبیعی، به پیروی از بند 2 مادۀ 1235 قانون مدنی فرانسه، چنین مقرر می‌دارد:«در مورد تعهداتی که برای متعهدله قانوناً حق مطالبه نمی‌باشد، اگر متعهد به میل خود آن را ایفاء نماید دعوای استرداد او مسموع نخواهد بود»، ملاحظه می‌شود که مقنن ایرانی بدون ذکر عنوان این نوع تعهدات اثر حقوقی آن را شناسائی کردهاست.
پذیرش این نوع تعهدات در کنار تعهدات حقوقی مرسوم، مسائلی را مطرح می‌کند که در خور تأمل است. نظیر اینکه ماهیت حقوقی ایفاء این تعهدات چیست و چه تفاوتی با ماهیت ادای دیون حقوقی دارد؟ در چه صورتی، تأدیه این دیون معتبر بوده و ایجاد آثار حقوقی می‌کند؟ و بالاخره چنانچه مدیون، دیون طبیعی خود را پیش از تأدیه دیون حقوقی خویش بپردازد، آیا این پرداخت را که قبل از تصفیه حساب با طلبکاران حقوقی صورت گرفته است، می‌توان از مصادیق اعمال متقلبانه به قصد فرار از دین شمرد و آن را باطل یا غیر نافذ دانست؟ و آیا می‎توان علیرغم صراحت مقنن به عدم امکان استرداد چنین پرداختی آن را در حکم ایفاء ناروا و قابل مطالبه از سوی طلبکاران حقوقی شمرد؟ پاسخ به این سئوالات در حقوق فرانسه و ایران در سه گفتار بررسی و تحلیل می‌گردد:
گفتار اول : ماهیت حقوقی تأدیه دین‌طبیعی
گفتار دوم : شرایط اعتبار تأدیه دین‌طبیعی
گفتار سوم : اثر تأدیه دین‌طبیعی در مطالبات طلبکاران حقوقی