هر چند امروزه معاملات، پیچیدگی و تنوعی خاص یافته، اما دغدغه ی طرفین معامله نسبت به احتمال استحقاق هر یک از عوضین آنقدر قابل اعتنا و اهمیت است که همه ی مکاتب حقوقی برای رفع آن و اطمینان خاطر متعاملین از این بابت چاره اندیشی کنند. مکتب حقوقی اسلام نیز از این مهم غفلت نکرده و ضمان درک رابرای حل این معضل طرح و کارسازی کرده است. در این جستار علاوه بر مفهوم شناسی ضمان درک، سعی شده است از طریق تبیین صحیح مبانی و شرایط تحقق آن، هم تصور ترادف آن با ضمان عهده، باطل گردد و هم از رهگذر تعمیم آن به سایر عقود معوض و تملیکی، توهم انحصار آن در بیع برطرف شود.
احمد باقری محمد حسن جوادی
ثمن خسارت درک ضمان مستحق‌للغیر

ضمان بایع نسبت به درک مبیع، فرع بر تعهدی است که وی بر انتقال ملکیت مبیع به مشتری دارد، چه آنکه بیع عقد مملک است و باید به نحوی برگزار گردد که پس از آن ملکیت کامل مبیع به خریدار منتقل شود.از این رو چنانچه مبیع به طور کلی در ملکیت بایع نبوده و به دیگری تعلق داشته باشد،بایع در حقیقت مال غیر را فروخته و چیزی را به ملکیت مشتری منتقل ننموده و در نتیجه تعهد خود را به انجام نرسانده است.چنانچه بخشی از مبیع در ملک بایع نبوده و متعلق به غیر باشد، باز هم از این حیث که ملکیت کامل مبیع را به مشتری منتقل کرده به تعهد خود وفا نکرده است.در هر دوحال وی ضامن و مسئول خواهد بود.چون یکی از آثار بیع و بلکه مهم ترین آن انتقال ملکیت کامل مبیع به مشتری است.بنابراین ضمان درک مبیع در فرضی مطرح است که بیع فضولی باشد و مالک معامله را تنفیذ نکند.

گفتنی است قانون مدنی در ماده 362 ذیل مبحث آثار بیع از این تعهد بایع و مشتری به ضمان درک یاد کرده است.