اندیشه­‌ عدم نفوذ بیع عین مرهون در فقه، اندیشه‌ مشهوری است. اما مطالعه­‌ دقیق­تر در فقه نشان می­دهد که فقیهان راه­حل­های گوناگونی برای عدم نفوذ بیع مال مرهون در نظر گرفته­اند. راه­حل نخست، بطلان بیع است. راه­حل دوم، عدم نفوذ بیع است (طرفداران عدم نفوذ در‌باره بقای حق مرتهن، در صورت اجازه اختلاف نظر دارند. گروهی حق مرتهن را بر عین مرهون باقی می­دانند. گروه دیگری بر این باورند که اجازه سبب سقوط حق مرتهن می­شود و سرانجام، گروه سومی حق مرتهن را بر ثمن، یعنی بدل عین مرهون، استوار می­سازند). راه­حل سوم عدم قابلیت استناد عقد در برابر مرتهن است که از فروع نظریه عدم نفوذ است. سرانجام، برخی بیع عین مرهون را صحیح می­انگارند. گروهی از طرفداران صحت بیع، حق مرتهن را بر عین مرهون باقی می­دانند و گروه اندکی، حق او را بر ثمن (بدل)، مستقر می­دانند. این مقاله به بررسی این نظرات گوناگون در مکاتب مختلف فقهی می‌پردازد.
محسن ایزانلو سینا حبیبی هادی شعبانی
بیع عین مرهون بطلان عدم نفوذ عدم قابلیت استناد صحت

در این زمینه تا کنون سه نظریه بطلان، عدم نفوذ و عدم قابلیت استناد بیشتر مورد قرار گرفته است. ولی به نظر می رسد در فقه امامیه سیر تحول دیدگاه ها به سمت صحت فروش مال مرهون پیش می رود. بنابراین، لازم است با نگرشی جدید به ضمانت اجرای  بیع عین مرهون  پرداخت و درستی یا نادرستی نظریه صحت بیع رهن را تبیین کرد و شقوق  مختلف آن را معلوم نمود تا بتوان از آن به عنوان راهکاری نوین برای نظام حقوقی و هدایت رویه قضایی متشتت و پر اضطراب بهره برد.بدین منظور و برای نمایاندن سیر تحول ضمانت اجراها از شدید به خفیف، نظریه بطلان، عدم نفوذ، عدم قابلیت استناد و نظریه صحت به عنوان ضمانت اجرای بیع عین مرهون مطرح و ارزیابی می شود