خانواده به‌عنوان نخستین و مهم­ترین نهاد اجتماعی، می­تواند با بهره­گیری از سبک­­های تربیتی رایج یا سبک تربیت دینی، تأثیر سلبی یا ایجابی بسزایی در ابعاد گونا­گون رشد فرزندان، تکوین شخصیت و رفتارهای آنان داشته باشد. بر این اساس، سبک­های تربیت فرزند را می­توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، یکی سبک­های غیردینی که بر دیدگاه­­های انسانی پایه­ریزی شده و دیگری، سبک دینی که بر پایه آموزه­های دینی پایه­گذاری شده است. در این میان، آنچه اهمیت ویژه دارد، پیامد­های هر یک از سبک­های یادشده در پیش­گیری بهتر از بزه­کاریِ برآمده از چگونگی تربیت فرزندان است. از این­ رو نتیجه مقایسه نشان می­دهد سبک فرزندپروری مسئولانه دینی مبتنی بر آیات و روایات بهترین روش فرزندپروری است که می­تواند در پیشگیری از بزه­کاری فرزندان مؤثر باشد. در این راستا، سبک فرزندپروری مقتدرانه از سبک­های غیردینی، نزدیکی بیشتری به سبک تربیت مسئولانه دین‌محور دارد. اما دیگر سبک­های تربیت غیردینی آسان­گیرانه، مستبدانه و مسامحه­کارانه ناسالم ­شمرده می­شوند. زیرا نه‌تنها از ناهنجاری و بزه­کاری فرزندان پیشگیری نمی‌کنند، آسیب­زا و موّلد بزه­کاری نیز به شمار می­آیند.
عادل ساریخانی
بزه کاری یشگیری خانواده سبک تربیت دینی سبک تربیت غیردینی فرزندپروری

در این پژوهش تلاش شده است از رهگذر  مقایسه تطبیقی سبک های فرزندپروری دینی و غیر دینی به پرسشهای زیر پاسخ دهد:
گزینه های سبک های تربیتی رایج غیر دینی و دین محور با ویژگی ها و پیامدهایشان کدامند؟
نقش کدام یک از سبکهای فرزندپروری یادشده در پیش گیری از بزه کاری تأثیر بهتری خواهد گذاشت؟

در این مقاله به روش تحلیلی به این پرسش پاسخ خواهیم داد