یکی از پدیده های نوین پزشکی رحم جایگزین است ،جایگزینی رحمی زمانی ضرورت می یابد که زوج همه ی عوامل دخیل در شکل گیری فرزند را داشته ولی بدلیل فقدان رحم سالم و برخی عوامل دیگر امکان داشتن فرزند از آنها سلب گردیده است اما تکنولوژی لقاح خارج رحمی این امکان را برای چنین زوجهایی فراهم نموده که جنین سالم آنها در آزمایشگاه جنین شناسی تشکیل شود و درموقعیتی مناسب به رحم شخص ثالث انتقال یابد از آنجا که مشروعیت رحم جایگزین در حقوق کنونی ما وانطباق آن با مقررات و الزامات فقهی و مذهبی ضروری به نظر میرسد ،لذادر صدد برآمدیم که با بررسی برخی مباحث فقهی و حقوقی این موضوع گامی هرچند اندک در روشن شدن آن بر داشته باشیم . باعنایت به مطالب فوق بر آنیم مسئله نسب و ارث کودکان متولد از طریق فرآیند جایگزینی رحمی را در این مقاله بررسی و واکاوی نماییم .
دکتر سید محمد هادی ساعی اکرم برزگری
جنین رحم جایگزین مادرجانشین؛ نسب ارث

با توجه به افزایش ناباروری در بین زوجین اخیراً روش های متعددی برای درمان آن ابداع شده است از جمله این روش های نوین، استفاده از رحم اجاره ای یا رحم جایگزین است. در این روش علاوه بر زوج نابارور، زنی که جنین را در رحم خود پرورش می دهد تا پس از تولد آن را در اختیار زوج نابارور قرار دهد نیز، نقش و اهمیت ویژه ای دارد. از این روش در شرایطی که زوجه فاقد توانایی لازم برای حمل و پرورش جنین در رحم خود باشد، استفاده می شود. تلقیح مصنوعی و به تبع آن رحم اجاره ای یکی از مسائل نو پیداست که پیشرفت و شکوفایی دانش پزشکی، آن را به عرصه فقه و حقوق کشانده و ارتباط بین فقه و حقوق از یک طرف و علوم طبیعی را از سوی دیگر به اثبات رسانده است. اگر چه این مسائل نو ظهور، مولود مقتضیات زمان و مکان است و در فقه ما چنانچه باید مورد بحث و بررسی قرار نگرفته است؛ اما از افتخارات مکتب فقهی امامیه توجه و اهتمام خاص به اصل اجتهاد است. فقها با استفاده از اصول ثابت و لا یتغیری که در دین تعبیه شده است، فروع و مسائل جدید را با آن منطبق می سازند. چنانکه امام رضا (ع) فرموده اند: « علَینا إلقاء الاُصولِ و علَیکُم التَّفریع » « بر ماست که اصول را به شما بیاموزیم، بر شماست که فروع را استنباط کنید. » البته باید توجه داشت که در این زمینه اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد به گونه ای که کار را بر حقوق دانان کشورمان مشکل ساخته است. اما با تحقیق و بررسی و مشخص کردن نکات مبهم و همچنین بر اساس مبانی مسلّم فقهی می توان راه را هموار ساخت. هر چند در این زمینه کتب و رساله هایی تدوین و چاپ شده است اما به دلیل کاستی های موجود و اهمیت موضوع برآنیم که در مقاله حاضر با پرداختن به برخی از احکام وضعی از جمله نسب و ارث این کودکان وتبین نظرات شارع در این زمینه راهگشای متشرعه در جهت بکارگیری آن شویم. این امر به نوبه خود در بسیاری موارد می تواند موجب استحکام بنیان خانواده هایی شود که بر اثر مشکلاتی قادر به تولید نسل نمی باشند.