ماده 135 قانون مجازات اسلامی مصوب سال1370، قوادی را به «جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا یا لواط» تعریف کرده است. قانون جدید مجازات اسلامی مصوب سال 1392، در ماده 242 با الفاظی متفاوت و البته اندک تغییری در محتوا، مفاد قانون قبلی را با عبارت زیر تایید نموده است. «قوادی عبارت از به هم رساندن دو یا چند نفر برای زنا یا لواط است». مفاد دو ماده پیش‌گفته مستظهر به موافقت مشهور امامیه و یا دست‌کم نظر اشهر ایشان می‌باشد. در نقطه مقابل تعداد قابل توجهی از فقهاء با توسعه در معنای قیادت، مطلق جمع و ایجاد ارتباط به قصد فحشاء -اعم از اینکه برای زنا باشد یا لواط و یا مساحقه- را محقق جرم قوادی می‌دانند. نویسنده با بازخوانی مسئله قول سومی را اختیار نموده است. وی معتقد است قیادت به‌عنوان جرم حدی تنها یک مصداق دارد و «خصوص جمع به قصد زنا» را شامل می‌شود و سایر موارد جمع خارج از ماهیت قوادی بوده و جرمی تعزیری می‌باشند. مقاله حاضر با دفاع از موضع نویسنده و در راستای تبیین مختار وی به نقل و نقد آراء رقیب به ضمیمه مستندات آن آراء، پرداخته است.
محمد محسنی دهکلانی
قوادی جمع برای زنا لواط مساحقه آرای مشهور رأی نادر

آنچه در این جا محل تأمل و پرسش است این نکته است که ماهیت قوادی چیست؟ موضوع حدی که برای قوادی گفته شده (75 تازیانه) کدام نوع از انواع جمع به قصد فحشاء را شامل میشود؟ آیا قیادت عنوانی شرعی است؟ آیا شارع تعریف جدید و ابتکاری از این پدیده دارد؟ یا اینکه قوادی از جمله موضوعات متخذ از عرف بوده که شارع تنها مبادرت به تبیین و تعیین احکام آن نموده است؟