در قوانین و مقررات مربوط به کارشناسی، برای نظری که کارشناس اعالم میکند، شرایطی ذکر شده است که اعتبار نظر کارشناس منوط به رعایت آن شرایط است. بنابراین کارشناس مکلف است اصول کارشناسی ز قبیلا صریح، موجه، قاطع، مطابق بودن با قرار کارشناسی، عدم مخالفت نظر کارشناس با اوضاع و احوال محقق و معلوم مورد کارشناسی، کامل بودن، کتبی بودن و رعایت مهلت مقرر، مشکوک نبودن و متعارض نبودن را در آن رعایت کند. اعتبار نظر کارشناس مشروط به وجود شرایط آن است و قاضی در صورتی که نظر کارشناس، واجد شرایط قانونی نباشد، به آن ترتیب اثر نمیدهد. ماده 562 را نمیق.ا.د.م، توان قاعده عام دانست بلکه ماده یادشده در مقام بیان یکی از شرایط اعتبار نظر کارشناس یعنی عدم مخالفت با اوضاع و اح م و وال معلو مسلم مورد کارشناسی است و در تعیی ن اعتبار نظر کارشناس الزم است عالوه بر ماده مذکور، سایر مواد ق .ا.د.م و قوانین دیگر را نیز مورد توجه قرارداد
علی محمودیان سید احمد میر خلیلی
ابلاغ اعتراض جهات رد شرایط نظر کارشناس میزان اعتبار نظر کارشناس نظر کارشناس
  1. حق گستر

کارشناسی یکی از ادله اثبات دعوی محسوب شده و امروزه کمتر پرونده افت توان یای را می که در آن، کارشناسی مورد استناد و استفاده قرار نگرفته باشد. دلیل این مطلب، وجود مسائل فنی و تخصّص در بیشتر پروندههای دادگستری است که رجوع به کارشناس و جلب نظر آن را ضروری میسازد، به گونهای که در کمتر پرونده یای قاضی م تواند بدون کمک گرفتن از کارشناس به حقیقت موضوع پی برده و رأی پرونده را صادر نماید. از طرفی به علت فنی بودن موضوعاتی که به کارشناسی ارجاع میشود و به خاطر عدم آگاهی و آشنا نبودن قاضی نسبت به آن موضوعات، در عمل قاضی راهی غیر از اعتماد بر نظر کارشناس ندارد و سرانجام حکم خود را بر نظر کارشناس مبتنی میسازد. تا جایی که گاهی اینگونه تلقی میشود که نظر کارشناس، تعیینکننده حکم پرونده و سرنوشت آن است. در واقع کارشناس، موضوع شناسی و دادرس، یابی میحکم کند و حکم واقعه را با حصول شرایط دیگر بر موضوع حمل می ر قوانیکند د ن موضوعه چه قدیم التصویب و چه جدید التصویب موضوع رجوع به خبرگان و کارشناسان و اعتبار گزارش آنان و شرایط و صالحیت علمی و اخالقی آنها مورد توجه قرار گرفته است و لیکن قانونگذار مبنای واحدی را در شرایط و ضوابط الزمه به جهت اعتبار نهادن به نظریات خبرگان و کارشناسان انتخاب ننموده، بلکه به طور پراکنده شرایط و ضوابط خاصی را در آنها الزم دانسته است.