تعهد به نفع ثالث به‌علت برخوردی که با اصل نسبی‌بودن قراردادها می‌کند، محل بحث و تأمل فراوان است. جنبه‌های متعدد این نهاد از هنگام انعقاد قرارداد تا اجرای آن نیازمند بررسی و تدقیق است. یکی از جنبه‌های این نهاد که کمتر تحلیل شده ‌است، اثر رد یا عدم قبولی ثالثِ ذی‌نفع بر عقدی است که تعهد یادشده در آن لحاظ شده ‌است. اکثر حقوق‌دانان بدون تفصیل لازم در این زمینه نظرهای خود را ابراز کرده‌اند. در این پژوهش ماهیت افعال و اعمالی که ممکن است در قالب تعهد به نفع ثالث در اشکال مختلف آن متجلی شوند، به صورت نظام‌مند بررسی و اثر رد یا عدم قبول ثالث بر هر یک آن‌ها واکاوی شده است. عدم قبول یا رد تعهد به نفع ثالث با توجه به ماهیت تعهد و جایگاهش در توافق به عنوان شرط یا عوض قرارداد، ممکن است باعث انفساخ عقد یا ایجاد حق فسخ شود و در برخی موارد نیز هیچ اثری بر عقد مشروط ندارد.
محمد صالحی مازندرانی پیام محمدی میرعزیزی
اصل نسبی‌بودن قراردادها اعتبار عقد تعهد به نفع ثالث رد ثالث

در پژوهش پیش رو در پی واکاوی اثر رد یا عدم قبول ثالث ذی نفع بر قرارداد مشروط هستیم و از ورود به بحث لزوم اخذ قبولی یا کفایت رد ثالث اجتناب می کنیم. اما به هطور خلاصه می توان گفت در این زمینه نظرها به دو دسته کلی تقسیم شده اند: یک دسته، مانند نظریه پیشنهاد و اداره فضولی، دخالت اراده ذی نفع را می پذیرد و دسته دیگر، مانند نظریه ایقاع، مداخله اراده وی را انکار میکند. در این مقاله فرض بر این است که ثالث حق دارد نفع تحمیلی را نپذیرد.اما اینکه اراده وی در این زمینه به چه نحو دخیل است و آیا تعهد به سود ثالث به قبول ثالث نیاز دارد یا اینکه قبول منتفی است و ثالث تنها حق رد تعهد را دارد، موضوع بحث نیست.با توجه به اینکه اثر عدم قبولی و رد تعهد یکسان است و پیامد هر د و ممانعت از ورود تعهد به دارایی ثالث است، پذیرش هریک از این دو نظر روند پژوهش حاضر را عوض نمی کند.