دولت ها به مثابه مالک منابع معدنی یا حافظ منافع سرزمینی، ابزارهای مالی ( مالیات ی و غیرمالیاتی ) مختلفی برای برخورداری از رانت اقتصادی حاصل از استخراج ذخایر نفت خام و گاز طبیعی در اختیار دارند. تاجایی که به ابزارهای مالیاتی مربوط می شود، بخش معدن ونفت و گاز پایه ها ی مالیاتی خاصی را با نرخ های متفاوت ایجاد کرده است که زمینه ساز شکل گیری نظام مالیاتی خاص این بخش در برخی کشورها شده است. پیشرفت شیوه های مالیات بندی بر نفت دولت ها را قادر ساخته تا سهم مهمی از رانت اقتصادی موجود را فقط از راه اخذ مالیات از بخش خصوصی (شرکت های نفتی خصوصی داخلی یا بین المللی ) تحصیل کنند، بدون آن که خود مستقیما سرمایه گذاری کنند و خطرهای سرمایه گذاری را متحمل شوند. در ایران ، در راستای اعمال حق حاکمیت و مالکیت دولت بر منابع نفت وگاز، شرکت ملی نفت به منزله متصدی اصلی فعالیت های نفتی، روابط مالی (مالیاتی) خاصی با دولت برقرار کرده است که مقایسه آن با نظام مالیاتی مربوط در سایر کشورها موضوع بحث این مقاله است.
ولی رستمی احمد رنجبر
حق امتیاز مالیات بر ارزش افزوده مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی مالیات های غیر مستقیم نفت وگاز
  1. اوزاسکی، رولاندو و دیگران، ( 1389 )، تدوین و اجرای سیاست های مالی در کشورهای تولیدکننده نفت، ترجمه گروه مترجمان، تهران، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی.

  2. گزارش دفتر مطالعات برنامه و بودجه، (مهرماه 1388 )، "ضرورت تعیین رابطه مالی دولت و شرکت ملی نفت ایران"، تهران، مرکز پژوه شهای مجلس شورای اسلامی.

  3. Baunsgaard, Thomas, (2001), ‘A Primer on Mineral Taxation’, IMF Working Paper 01/139 Washington: International Monetary Fund

  4. Burns, Lee and Krever, Richard, (1998), ‘taxation of income from business and investment’, in: Thuronyi, Victor (ed), 1998, tax law design and drafting, vol 1, International Monetary Fund.

  5. Ernst & Young, (2011), ‘global oil and gas tax quide’, accessable on line: www.ey.com/oilandgas

دولت ها به عنوان مالک منابع معدنی یا حافظ منافع سرزمینی ابزارهای مالی (مالیات ی
و غیرمالیاتی) مختلفی برای برخوردار ی از رانت اقتصادی حاصل از استخراج ذخایر
نفت خام و گاز طبیعی در اختیار دارند. اما انتخاب این ابزارها یا نوع به کارگیری آن ها
برای تبدیل این دارایی ها به منابع مالی در عمل همیشه در اختیار دولت ها نیست .
در اقتصاد های دولتی (همانن د ایران ) منابع سرمایه گذاری مح دود است و مهم تر از آن
فناوری لازم برای توسعه و استخراج نفت و گاز وجود ندارد. این دو عامل در کنار
قدرت چانه زنی دولت و جاذبه های بازاری تعیین کننده نقش شرکت های سرمایه گذار (عمدت اً
خارجی) و دولت به منزله مالک منابع در تعیین تعهدات قراردادی است. در اقتصادهای آزاد نیز
هر گونه تصمیم درباره نحو ه واگذاری طرح ها و تسهیم عواید به دست آمده میان طرفین ، در
نهایت منوط به گذراندن موفقیت آمیز آزمون بازاری در جلب سرمایه گذاری است. البته در این
میان، طراحی و تنظیم درست و مناسب چارچوب قراردادی نیز تأثیر زیادی در حفظ تواز ن
منافع ایفا می کند.پوشیده نیست که افزایش درآمد در کوتاه مدت وضعیت مطلو بی برای دولت هاست ،
بدون آنکه این امر اثر بازدارنده بر سرمایه گذاری داشته باشد . بنابراین ، انعطاف پذیری
نظام مالیاتی به ویژه در شرایط کاهش قیمت های بین المللی یا افزایش درجات ریسک
سیاسی و اقتصادی ، در ایجاد جذابیت برای سرمایه گذاران بسیار تعیین کننده است . از
سوی دیگر، به کارگیری ابزارهای غیرمالیاتی نظیر تسهیم در تولید 3، سرمایه گذاری مستقیم یا
خرید خدمت 4 به منزله جایگزین یا مکمل ابزارهای مالیاتی می تواند از جهاتی برای طرفین
جذاب باشد. روش اخیر، که در واقع ضامن حفظ مالکیت دولت بر ذخایر نفت و گاز
تولید شده، در برابر سهمی از تولید یا اجرتی 5 است که به سرمایه گذار پرداخت می شود. به ویژه
می تواند پاسخگوی تمایلات ناسیونالیستی کشورها در تأمین منافع ملی از راه تسهیل انتقال
فناوری یا اعمال نظارت بیشتر بر فرایند پیشرفت طرح ها باشد . هرچن د ترتیبات مالیاتی و
غیر مالیاتی (قراردادی) یاد شده از نظر حقوق مالکیت، میزان نظارت دولت و نحوه پرداخت
غرامت با هم متفاوت اند و ممکن است فقط ابزارهای مختلف برای رسیدن به هدفی واحد باشند .

 

در نوشتار حاضر، از میان ترتیبات مالی مختلف ابزارهای مالیاتی کشورها برای تأمین سهم
خود از منافع اقتصادی حاصل از استخراج نفت و گاز بررسی می شود تا مشخص شود این
تدابیر و ابزارهای مالیاتی کدام است؟ و چگونه می تواند در افزایش درآمدهای دولت از محل
عواید حاصل از استخراج و تولید نفت و گاز مؤثر باشد؟ نحوه اخذ مالیات از فراورده ها ی نفتی تولیدی

 

در ایران نیز موضوعی است که در ادامه به آن پرداخته می شود. اما ابتدا باید رژیم
حقوقی حاکم بر اکتشاف و تولید نفت و گاز را شناخت تا در پرتو آن نقش مالیات در تأمین
منافع دولت در این بخش آشکار شود.