نسب از اعتبارات نفس‌الامری است که دارای منشاء اعتبار واقعی می‌باشد که این امر اعتباری(نسب) از این منشاء اعتبار می‌شود. از ‌آنجا که انتساب طفل به پدر، مبتنی بر خلقت کودک از نطفه او است و مرد صاحب اسپرم، پدر طفل محسوب می‌شود بنابراین تعیین نسب پدری بر خلاف نسب مادری دشوار نیست. ولی در خصوص نسب مادری نظر به این‌که مادر هم از نظر بیولوژیک و هم از نظر فیزیولوژیک با فرزند خود رابطه طبیعی دارد، در این‌که کدام یک از این‌ دو امر واقعی می‌تواند منشاء اعتبار باشد، نظریه‌‌های متعددی ارائه شده است. براین اساس در این نوشتار با توجه به تحقق نسب در حالت استفاده از رحم جایگزین به بررسی نسب پدری و مادری در حالات مختلف مادر جانشینی می‌پردازیم.
محمد روشن عاصف حمد الهی
جانشینی در بارداری مادر جانشین باروری مصنوعی نسب

در شرع مقدس اسلام برای هر فعلی از افعال انسان‌ها حکمی است. مسأله استفاده از رحم جایگزین و انتساب طفل متولد از رحم جایگزین از افعالی است که از این قاعده مستثنی نیست؛ لذا باید حکم تکلیفی و وضعی آن مشخص گردد. بحث مطرح شده در این مقاله ناظر بر وضعیت نسب کودکان متولد از رحم جایگزین است، لذا ما وارد حکم تکلیفی جواز یا حرمت نمی‌شویم و فقط به تبیین حکم وضعی طفل متولد از رحم جایگزین در رابطه با نسب پدری و مادری که محور و اساس بحث و بررسی‌ها درباره سایر احکام وضعی طفل مزبور می‌باشد، می‌پردازیم. نکته‌ای که بررسی آن در بحث انتساب طفل متولد از رحم جایگزین قبل از هر چیزی متقدم می‌نماید، بحث ماهیت نسب می‌باشد؛ چرا که با تبیین ماهیت نسب است که امکان تصمیم‌گیری دقیق و روشن در مورد رابطه نسب در پدیده مادر جانشین بوجود می‌آید.
به این‌ ترتیب در این نوشتار مطالب خود را در دو مبحث جداگانه خواهیم آورد. در مبحث اول به بررسی ماهیت نسب می‌پردازیم و مبحث دوم به رابطه نسب در حالت استفاده از رحم جایگزین مربوط است.