کلینیک حقوقی ایران

اولین سامانه مشاوره هوشمند حقوقی در دنیا www.iranlawclinic.com

فهرست بستن

دسته: طنز حقوقی (برگه 1 از 3)

طنز حقوقی (صرفا برای خنده )

ورود به کلینیک حقوقی ایران

از بچگی همه ما این را شنیده‌ایم که حقوق زن‌ها پایمال می‌شود.
آیا واقعاً حقوق زن‌ها پایمال شده است ؟ (طنز)
از کودکی شروع می‌کنیم :
در کودکی:
پسرها هر وقت شیطنت می‌کردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش می‌کرد
دخترها هر وقت شیطنت می‌کردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان می‌خورد.
خودتان قضاوت کنید‌: کدام ضربه درد بیش‌تری دارد؟
روزهای جمعه که مدرسه‌ها تعطیل بود‌:
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک‌هایشان لالا می‌کردند
هنگامی‌که کارنامه‌ها را به دست والدین محترم می‌دادند :

پسرها شدیداً به‌خاطر نمرات پایین سرکوفت می‌خوردند و البته گاهی هم ممنوع‌شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمی‌شدند‌. چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان‌آور خانه هم نخواهند بود. ادامه مطلب

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت (طنز)

ورود به کلینیک حقوقی ایران

۱-قانون صف: اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهدشد.
۲-قانون تلفن: اگر شماره اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود.
۳-قانون تعمير: بعد از اينکه دست تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد.
۴-قانون کارگاه: اگر چيزي از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترين گوشه ممکن خواهد خزيد.
۵-قانون معذوريت: اگر بهانه تان پيش رئيس براي دير آمدن، پنچر شدن ماشين تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين تان ديرتان خواهد شد.
۶-قانون حمام: وقتي که خوب زير دوش خيس شدید، تلفن شما زنگ خواهد خورد.
۷-قانون روبه رو شدن: احتمال روبه رو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد، افزايش مي يابد.
۸-قانون نتيجه: وقتي مي خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي کند، کار خواهد کرد.
۹-قانون بيومکانيک: نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد.
۱۰-قانون چاي: قبل از اولين جرعه از چاي تان، رئيس تان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد شدن چاي طول خواهد کشيد.

ترمینولوژی طنز حقوقی

ورود به کلینیک حقوقی ایران

۱-جهیزیه: ابزاری است كه زن هنگام ازدواج برای جنگ با شوهر به خانه او می برد.
۲-سفیه: به كسی گفته می شود كه فكر می كند پول در زندگی ارزشی ندارد.
۳-علی البدل: عضوی كه همیشه دعا می كند تا یكی از اعضای اصلی بمیرد.
۴-مرتد: كسی كه باطنش را ظاهر سازد.

ترمینولوژی طنز حقوقی

ورود به کلینیک حقوقی ایران

۱-عندالمطالبه : این واژه در اصل عناد المطالبه بوده که به مرور زمان به جهت سهولت در تلفظ به عندالمطالبه تبدیل شده است و به معنی مطالبه از روی عناد میباشد که معمولا در مورد مهریه مصداق دارد.
۲-واخواهی : اعلام دلخوری از جلسه ای است که هر چند رغبتی به رفتن آن نداریم ولی از این که به آن دعوت نشده ایم دلخور شده ایم.
۳-چک بلامحل : ترویج دروغ بین دارندگان چک می باشد .
۴-ضرب و جرح : اختلاط و صحبت کردن با دست و پا.

ترمینولوژی طنز حقوقی

جلسه اول دادرسی : جلسه ای است که خط بطلان روی ضرب المثل « حرف نزده را همیشه می توان زد » می کشد
عده : مدت زمانی که اجباراً به زن داده می شود تا در مورد خواستگارانش به درستی بیاندیشد تا مرتکب اشتباه قبلی خود نشود
فوت پدر: یکی از اسباب تملک

مهریه

سوال: من پژوهشگر مسائل خانواده هستم.تحقیقات اینجانب حکایت از این دارند که فرارآقایان از خانواده و سعی درمجردی سپری کردن اوقات و همچنین غرزدن خانم ها، دو عامل بسیار مهم می باشد که کانون خانواده را به محل جنگ و نزاع تبدیل می کند، خواستم بپرسم از نظر حقوقی شما راهکاری برای از بین بردن این دو عامل دارید؟

مشاور: به اعتقاد بنده حذف مهریه می تواند این دو مشکل را در خانواده ها از بین ببرد.

سوال: لطفاً بیشتر توضیح دهید.

مشاور: ببینید، با قرار دادن مهریه، زن طلبکار مرد می شود و بدیهی است که بدهکار( مرد ) همیشه سعی می کند خود را از چشم طلبکار دور نگه دارد و در نتیجه شاهد فرار آقایان از خانواده هستیم . از طرفی خانم ها چون طلبکار هستند، حق مسلم خود می دانند که دائم به بدهکارغر بزنند، همچنان که همه طلبکاران این گونه هستند، حال اگر مهریه را حذف کنیم ، این دو مشکل حل می شود.

ترمینولوژی طنز حقوقی !!

بالغ : کسی که دیگر نباید از او انتظار شنیدن حرف راست را داشت .
جرم : هر چیزی است جز آنچه که انجامش ایرادی ندارد.
دفاع مشروع : مجازات نکردن کسی که زیر بار ظلم نرفته است .
وکیل : سربازی است که با این که دشمن را نمی شناسد ، به جنگ او می رود

حکایت وکیل و موکل

نقل است در ایام ماضی، روزی موکلی در گردابی گرفتار و بخود بگفتی، ای کاش وکیلی میی‌آفتمی ؛ و رفع گرفتاری. چندی بجُستی تا وکیل حاذقی بی‌آفتی و به نزد وی برفتی.
وکیل بفرمود ای فلان ، حق الوکاله چند در کیسه داری تا بدادی و رفع بلا آید به میان.
بگفتا ای وکیل من سخت محتاجم و هر چه بگوئی بدیده منت قبول داشته، و سخت برآشفتی و گریه و مویه چندان نمودی تا دل وکیل به رحم آمدی.
وکیل گفته مرشد فراموش نمودی که بسا گرفتاران به گل مانده ، بعد از رفع بلا ، حق الوکاله، به لگد مزد زحمات بدادی. فی الحال قبول وکالت بکردی و تلاش مکرر تا رفع مشکل پدیدار و آنگه مطالبه حق الوکاله نمودی.
و اما در این هنگام، موکل از بند رسته، چشم گرد نمودی، گونه سیه کردی و سخن به تندی دراز که ای داد ! ای بیداد!
اینجا بود که شاعر بگفتی:

چو شخصی گرفتار گردد به بند ؛
وکیل مدافع به نزدش خداست.
چو گردد خطر اندکی مرتفع ؛
بگوید وکیل هم یکی ز اولیاءست .
چو گردد ز بند بلا او رها ؛
بگوید وکیل هم یکی مثل ماست .
چو نوبت به حق الوکاله رسد ؛
وکیل آن زمان دیو یا اژدهاست .

خلاصه آنکه ای طالب وکالت ؛ از قبل حق الوکاله به انصاف روا دار و محکم بگیر ، تا به بعد، گرفتاری نیاید به کار!

داستان قصاب و حقوقدان

یک مغازه قصابی درکنار دفتر وکالتی قرار داشت
آقای وکیل سگی داشت که یکروز به مغازه قصابی رفت و مقداری از گوشتها را خورد
وقتی قصاب متوجه شد نزد وکیل رفت وگفت آقای وکیل یک سوال؛اگر سگی اهلی به مال کسی خسارت وارد کند تکلیفش چیست؟
وکیل گفت باید صاحبش جبران خسارت نماید
قصاب احساس غرورکرد وگفت سگ شما یک کیلو گوشت من را خورده و قیمتش بیست هزارتومان است لطف کنید پرداخت نمایید
وکیل لبخندی زد وگفت چشم آقای قصاب شما هم لطف کنید پنجاه هزار تومان بابت مشاوره حقوقی پرداخت نمایید

چک بلامحل

قاضی از مردی که چک بلامحل صادر کرده بود پرسید چرا موجودی چک را تأمین نکردی ؟

متهم در جواب گفت : نمی دانم چرا مرا جلب کرده اید ، زیرا صدور چک با من است و پرداختش با بانک .

کاری خلاف قانون انجام نداده ام .

© 2017 کلینیک حقوقی ایران. تمامی حقوق محفوظ است.