کلینیک حقوقی ایران

اولین سامانه مشاوره هوشمند حقوقی در دنیا www.iranlawclinic.com

فهرست بستن

نویسنده: manager (برگه 1 از 3)

تاملی بر یک حکم!

سوال : همانطور که می دانید اخیرا دیوان عالی ایالات متحده ، حکم برداشت ۲ میلیارد دلاری از محل دارایی های مصادره شده ایران را به بهانه پرداخت غرامت به قربانیان انفجار تروریستی ۱۹۸۳ بیروت تایید کرده است ، حال این سوال در محافل مختلف مطرح است که آیا مصادره اموال ایران از سوی دولت آمریکا از منظر حقوقی وجاهت دارد؟
پاسخ : بر اساس کنوانسیون ملل متحد راجع به مصونیت قضائی دولت ها و اموال آنها ۱۹۹۱ تصویب شده در سال ۲۰۰۴ (United Nations Convention on Jurisdictional Immunities of States and
Their Property
۲۰۰۴ )
حکم اخیر دیوان عالی آمریکا، مغایر کنوانسیون بین المللی مصونیت دولت ها می باشد. اما این کنوانسیون تنها در ارتباط با کشورهایی مجرا است که آن را امضا کرده اند و مطابق با این لینک https://treaties.un.org/Pages/ViewDetails.aspx… ، نام کشور آمریکا در لیست امضا کنندگان این کنوانسیون دیده نمی شود. ولی ازانجا که مصونیت دولتها و اموال آنها از فواعد آمره بین المللی Jus cogens محسوب می شود . دولت آمریکا در سال ۱۹۹۶ با تدوین پیش نویس اصلاحیه اصل مصونیت دولت ها، دولت هایی را که معتقد است حامی تروریسم هستند و مشکلات حقوق بشری دارند را از اصل عدم مصونیت قضایی در برابر دادگاه های آمریکایی، مستثنی کرده است. یکی از کشورهایی که مد نظر ایالات متحده است ، ایران می باشد و این قانون داخلی آمریکا پیش از این کمتر مورد اعتراض کشورها واقع شده است و عملا در عرصه بین اللمللی ، رویه دولتها بر رضایت به چنین تصمیمی داشته است .و حتی اگر ایران بخواهد موضوع را در ICJ (دیوان بین المللی دادگستری) مطرح نماید با توجه به اصل صلاحیت اختیاری دیوان و نه صلاحیت اجباری، از آنجا که رضایت طرفین بر حکمیت دیوان شرط لازم برای حکمیت است عملا طرح شکایت از سوی ایران با توجه به عدم پذیرش حکمیت دیوان از سوی آمریکا در ICJ ظاهرا بی فایده است. پس راه برای پیگیری موضوع صرفا به استناد اصل مصونیت دولتها و اموال آنها دشواراست. اما آیا برای حکمیت ICJ راه دیگری وجود ندارد؟ تلاش های سیاسی و دیپلماتیک دستگاه دیپلماسی شاید بتواند راهگشا باشد اما فارغ از اینگونه تلاش ها که در حقوق بین الملل با عنوان مساعی جمیله شناخته می شود، بین ایران و آمریکا در سال ۱۹۵۵ عهدنامه ای بنام مودت وجود دارد که تنها راه حقوقی پیش روی ایران بشمار می آید و در ایران بعنوان قانون نیز شناخته می شود (http://rc.majlis.ir/fa/law/show/94974). بر اساس ماده بند ۲ ماده ۲۱ این عهدنامه «هر اختلافی بین طرفین معظمین متعاهدین در مورد تفسیر یا اجرای عهدنامه فعلی که از طریق دیپلماسی به نحو رضایت‌ بخش فیصله نیابد به دیوان‌دادگستری بین‌المللی ارجاع خواهد شد مگر این که طرفین معظمین متعاهدین موافقت کنند که اختلاف به وسائل صلح‌ جویانه دیگری حل شود.» «Any dispute between the High Contracting Parties as to the interpretation or application of the present Treaty, not satisfactorily adjusted by diplomacy, shall be submitted to the International Court of Justice, unless the High Contracting Parties agree to settlement by some other pacific means. » و جالب است بدانید که حتی با وجود فقدان روابط دیپلماتیک عادی بین دو کشور اما این عهدنامه همچنان از اعتبار برخوردار است و می توان با استناد به آن ارجاع امر به ICJ را خواستار شد.
جمال تاراز

عناوین مشاوره هوشمند کلینیک حقوقی ایران تا فروردین ۹۵

بات تلگرام خدمات حقوقی کلینیک حقوقی ایران

به جمع بیش از هزار استفاده کننده از بات تلگرام کلینیک حقوقی ایران بپیوندید.
بات حقوقی تلگرام کلینیک حقوقی ایران خدمات حقوقی زیر را ارائه می دهد:
۱- جستجو در بیش از ۵۰ عنوان قانون و ۸۰۰۰ ماده حقوقی و ۱۰۰۰۰۰ نوشته و مقاله حقوقی
۲- پرسش و پاسخ از وکلای عضو کلینیک حقوقی ایران
۳- مشاوره هوشمند
۴- اخبار
برای دسترسی به بات تلگرام کلینیک حقوقی ایران، به این آدرس مراجعه کنید:

به کانال کلینیک حقوقی ایران در «تلگرام» بپیوندید

برای اینکه همیشه در جریان اخبار باشید و از رویدادهای حقوقی جا نمانید، تازه ترین اخبار، تحلیل‌‌ها و آموزش ها را در کانال تلگرام کلینیک حقوقی ایران دنبال کنید.

از طریق لینک زیر :
همچنین در کنار کانال، بات حقوقی تلگرام کلینیک حقوقی ایران خدمات حقوقی زیر را ارائه می دهد:
۱- جستجو در بیش از ۵۰ عنوان قانون و ۸۰۰۰ ماده حقوقی و ۱۰۰۰۰۰ نوشته و مقاله حقوقی
۲- پرسش و پاسخ از وکلای عضو کلینیک حقوقی ایران
۳- مشاوره هوشمند
۴- اخبار
برای دسترسی به بات تلگرام کلینیک حقوقی ایران، به این آدرس مراجعه کنید:

متن کامل دستورالعمل جدید واردات خودرو

دریافت فایل متن کامل دستورالعمل جدید واردات خودرو

دانلود

پروفسور امیرناصر کاتوزیان

dr katouzian1

دکتر امیر ناصر کاتوزیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

زادروز     ١٣١٠ خورشيدى تهران
درگذشت ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ (٨٣ سال) تهران
علت مرگ     ایست قلبی
تحصیلات     دکترای حقوق خصوصی
از دانشگاه     دانشگاه تهران
پیشه     حقوقدان، وکيل دادگسترى، قاضی سابق دادگسترى، استاد دانشگاه و نویسنده
شناخته‌شده برای     از جمله تدوین‌کنندگان پیش‌نویس اولیه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
لقب     پدر علم حقوق ایران
دین     اسلام
مذهب     شیعه
مکتب     تفوق عدالت بر قانون
آثار     کتب حقوق مدنی
خویشاوندان     محمدعلی طهرانی
جایزه‌ها     اعطای نشان درجه یک فرهنگ و هنر و دانش به پروفسور امیر ناصر کاتوزیان توسط رئیس جمهور سید محمد خاتمی

امیرناصر کاتوزیان (متولد۱٣١٠ – درگذشت ۱۱ شهریور ۱۳۹۳) از حقوقدانان برجستهٔ ایرانی و نویسندهٔ کتب دانشگاهی در رشتهٔ حقوق مدنی بود. وی از اساتید حقوق دانشگاه تهران بوده‌است. ادامه مطلب

استاد مهدی شهيدی

mehdi-shahidi

دکتر مهدی شهیدی

زندگی
وی در سال ۱۳۱۳ در یک خانوادهٔ فرهنگی و علمی در شهر قزوین زاده شد و پدرش را در سنین کودکی از دست داد.
به مناسبت واقعه کشته شدن جدش حاج ملا محمدتقی برغانی که از علمای قزوین بود و در محراب مسجد کشته شد و شهید ثالث نام گرفت، نام خانوادگیش شهیدی بود. پدرش از دانشگاه تهران لیسانس زبان فرانسه گرفته و رئیس فرهنگ نهاوند بود. مهدی شهیدی با دکتر ایراندخت نظری ازدواج کرد.
مهدی شهیدی در سال ۱۳۸۳ بعد از یک بیماری درگذشت. ادامه مطلب

پیشنهاد قاضی القضاتی شهر به شیخ بهایی

روزى شاه عباس به شیخ بهایى گفت: دلم مى‏خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور که معارف را منظم کردى دادگسترى را هم سر و صورتى بدهم بلکه احقاق حق مردم بشود.

روزى شاه عباس به شیخ بهایى گفت:
دلم مى‏خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور که معارف را منظم کردى دادگسترى را هم سر و صورتى بدهم بلکه احقاق حق مردم بشود.
شیخ بهایى گفت:
قربان من یک هفته مهلت مى‏خواهم تا پس از گذشت آن و اتفاقاتى که پیش آمد خواهد کرد چنانچه بار هم اراده ملوکانه بر این نظر باقى باشد دست به کار شوم و الا به همان کار فرهنگ بپردازم.
شاه عباس قبول کرد و فردا شیخ سوار بر الاغش شده و به محل مصلاى خارج از شهر رفت و افسار الاغش را به تنه درختى بست و وضو ساخت و عصاى خود را کنارى گذاشت و براى نماز ایستاد، در این حال رهگذرى که از آنجا مى‏گذشت، شیخ را شناخت، پیش آمد سلامى کرد شیخ قبل از عقد نماز جواب سلام را داد و گفت:
اى بنده خدا من مى‏دانم که ساعت مرگ من فرار رسیده و در حال نماز زمین مرا بلع مى‏کند، تو اینجا بنشین و پس از مرگ من الاغ و عصاى مرا بردار و برو به شهر به منزل من خبر بده و بگو شیخ به زمین فرو رفت. لیکن چون قدرت و جرات دیدن عزرائیل را ندارى چشمانت را بر هم بگذار و پس از خواندن هفتاد مرتبه قل هو الله احد مجددا چشم هایت را باز کن و آن وقت الاغ و عصاى مرا بردار و برو.
مردک با شنیدن این حرف از شیخ بهایى با ترس و لرز به روى زمین نشست و چشمان خود را بر هم نهاد و شیخ هم عمامه خود را در محل نماز به جاى گذاشته، فوراً به پشت دیوارى رفت و از آنجا به کوچه‏اى گریخت و مخفیانه خود را به خانه خویش رسانیده و به افراد خانواده خود گفت:
امروز هر کس سراغ مرا گرفت بگوئید به مصلا رفته و برنگشته فردا صبح زود هم من مخفیانه مى‏روم پیش شاه و قصدى دارم که بعداً معلوم مى‏شود.
شیخ بهایى فردا صبح قبل از طلوع آفتاب به دربار رفت و چون از مقربین بود هنگام بیدار شدن شاه اجازه تشرف حضور خواست و چون شرفیابى حاصل کرد عرض کرد:
قبله گاه‏ها مى‏خواهم کوتاهى عقل بعضى از مردم و شهادت آنها را به راى العین از مد نظر شاهانه بگذرانم و ببینید مردم چگونه عقل خود را از دست مى‏دهند و مطلب را به خودشان اشتباه مى‏نمایند.
من چگونه مى‏توانم قاضى القضات شوم با علم به اینکه مردم هر شهادتى بدهند معلوم نیست که درست باشد، آن وقت مظلمه گناهکاران یا بى گناهان را به گردن بگیرم.
شاه عباس با تعجب پرسید: ماجرا چیست ؟
شیخ بهایى گفت:
من دیروز به رهگذرى گفتم که چشمت را هم بگذار که زمین مرا خواهد بلعید و چون چشم بر هم نهاد من خود را مخفى ساخته و به خانه رفتم و از آن ساعت تا به حال غیر از محارم خودم کسى مرا ندیده و فقط عمامه خود را با عصا و الاغ در محل مصلى گذاشتم ولى از دیروز بعدازظهر تا به حال در شهر شایع شده که من به زمین فرو رفتم و این قدر این حرف به تواتر رسیده که همه کس مى‏گوید من خودم دیدم که شیخ بهایى به زمین فرو رفت. حالا اجازه فرمایید شهود حاضر شوند!
به دستور شاه مردم در میدان شاه و مسجد شاه و عمارت‏هاى عالى قاپو و تالار طویله و عمارت مطبخ و عمارت گنبد و غیر اجتماع نمودند، جمعیت به قدرى بود که راه عبور بر هر کس بسته شد، لذا از طرف رئیس تشریفات امر شد که از هر محلى یک نفر شخص متدین و صحیح العمل و فاضل و مسن و عادل براى شهادت تعیین کننده تا به نمایندگى مردم آن محل به حضور شاه بیاید و درباره فقدان شیخ بهایى شهادت بدهند.
بدین ترتیب ۱۷ نفر شخص معتمد واجد شرایط از ۱۷ محله آن زمان اصفهان تعیین شدند و چون به حضور رسیدند، هر کدام به ترتیب گفتند: به چشم خود دیدم که چگونه زمین شیخ را بلعید!
دیگرى گفت:
خیلى وحشتناک بود ناگهان زمین دهان باز کرد و شیخ را مثل یک لقمه غذا در خود فرو برد.
سومى گفت:
به تاج شاه قسم که دیدم چگونه شیخ التماس مى‏کرد و به درگاه خدا تضرع مى‏نمود.
چهارمى‏ گفت:
خدا را شاهد مى‏گیرم که دیدم شیخ تا کمر در خاک فرو رفته بود و چشمانش از شدت فشارى که بر سینه‏اش وارد مى‏آمد از کاسه سر بیرون زده بود!
به همین ترتیب هر یک از آن هفده نفر شهادت دادند. شاه با حیرت و تعجب به سخنان آنها گوش مى‏کرد. عاقبت شاه آنها را مرخص کرد و خطاب به آنها گفت:
بروید و اصولاً مجلس عزا و ترحیم هم لازم نیست زیرا معلوم مى‏شود شیخ بهایى گناهکار بوده است!
وقتى مردم و شاهدان عینى رفتند، شیخ مجدداً به حضور شاه رسید و گفت:
قبله عالم. عقل و شعور مردم را دیدید؟
شاه گفت:
آرى، ولى مقصودت از این بازى چه بود؟
شیخ عرض کرد:
قربان به من فرمودید، قاضى القضات شوم.
شاه گفت:
بله ولى چطور؟
شیخ گفت:
من چگونه مى‏توانم قاضى القضات شوم با علم به اینکه مردم هر شهادتى بدهند معلوم نیست که درست باشد، آن وقت مظلمه گناهکاران یا بى گناهان را به گردن بگیرم. اما اگر امر مى‏فرمایید ناگزیر به اطاعتم و آنگاه موضوع المامور و المعذور به میان مى‏آید و بر من حرفى نیست!
شاه عباس گفت:
چون مقام علمى تو را به دیده احترام نگاه کرده و مى‏کنم لازم نیست به قضاوت بپردازى، همان بهتر که به کار فرهنگ مشغول باشى.
از آن پس شیخ بهایى براى ترویج علوم و معارف زحمت بسیار کشید و مقام شامخ علما را به حدى به درجه تعالى رسانید که همه کس آنان را مورد تکریم و تعظیم قرار مى‏داد.

مشاوره حقوقی

سوال: خیلی سعی می کنم آدم خوبی باشم ، ولی نمی توانم . پیشنهاد شما چیست؟
مشاور: کار سختی است و به نظر بنده نیازی به این کار نیست .

سوال: پس چه کنم؟
مشاور: فقط کافی است خوب به نظر برسید!

سوال: آیا می توانیم هر کسی را وصی خود قرار دهیم؟
مشاور: از نظر قانونی چنانچه فرد از نظر عقلی سالم باشد، مشکلی ندارد ولی بعضی مشاغل به نظر بنده باید ممنوع باشد.
س: مثلاً چه کسی؟
مشاور: پزشک معالج !

سوال : چند روز است زنم خانه را رها کرده و رفته ، رفتم پیش یک حقوقدان گفت دادخواست تمکین بده . خواستم ببینم دادخواست تمکین به زبان ساده یعنی چه ؟ آیا مؤثر خواهد بود ؟
مشاور: تمکین یعنی ، صید ماهی با قلاب سنگ!

سوال : در سالهای اخیر دانشکده های پزشکی و حقوق ، بدون رعایت کیفیت ، دانشجوی پزشکی و حقوق می پذیرند، خواستم بپرسم به راستی فکری برای این همه فارغ التحصیل کرده اند؟
مشاور: به نظر می رسد این مشکل قابل حل باشد.
س : برای هر دو رشته ؟
مشاور: بله برای هر دو رشته
س : چگونه ؟
مشاور : برای افتتاح هر مطب ، وجود یک حقوقدان را در کنار پزشک الزامی کنند.
س: که چه بشود؟
مشاور: که برای بیماران وصیت نامه تنظیم کنند!!

سوال : من عضو هیئت مدیره شرکت …. هستم . ما اعضای هیئت مدیره ، بعضی اوقات در جهت حفظ منافع شرکت ، اقداماتی انجام می دهیم که بعضاً با قانون یا تصمیمات مجمع عمومی مغایر است .
مشاور : خوب ؟
سوال : بازرسی داریم که خیلی صدا می کند ، چه کنیم تا آرام شود؟
مشاور: آن چه صدا می کند باید روغن کاری شود.

قاضی و مرد خشمگین

ﻗﻠﻤﯽ ﺍﺯ ﻗﻠﻤﺪﺍﻥ ﻗﺎﺿﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ،
ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ: ﺟﻨﺎﺏ ﻗﺎﺿﯽ ﮐﻠﻨﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﺪ
ﻗﺎﺿﯽ ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : ﻣﺮﺩﮎ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﻢ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﮐﻠﻨﮓ
ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﻠﻨﮓ ﻭ ﻗﻠﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﺯ ﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ؟!
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ :  ﻫﺮ ﭼﻪ ﻫﺴﺖ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺗﻮ ﺧﺎﻧﻪ ی ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩﯼ …
” ﻋﺒﯿﺪ ﺯﺍﮐﺎﻧﯽ “

© 2019 کلینیک حقوقی ایران. تمامی حقوق محفوظ است.